لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


دادی
دادی . (اِخ ) دهی از بخش شیب آب شهرستان زابل . واقع در بیست و یک هزارگزی شمال باختری سکوهه و هشت هزارگزی شوسه ٔ زاهدان به زابل . جلگه گرمسیر دارای 3500 تن سکنه است . آب آن از رودخانه هیرمند. محصول آنجا غلات و لبنیات و صیفی . شغل اهالی آن زراعت و گله داری و قالیچه و گلیم و کرباس بافی وراه آنجا مالرو است . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
کلمات قبلی
دادهن داده شدن دادهرمز داده آمدن داده دادویه دادویه دادویه دادویه داد و هی ی
دادوند دادوکلا داد و قال داد و فریاد کردن داد و فریاد داد و ستدی داد و ستد کردن داد و ستد داد و ستان داد و ستاد
کلمات بعدی
دادی دادیاب دادیار دادیاری داد یافتن دادیان دادیان دادیانه دادی رومی دادی کس
دادین دادین بالا دادین پائین داذ داذآفرید داذآفرین داذبنداد داذدبیر داذفرخ داذور

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها