ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
افسوس که بی فایده فرسوده شدیم
وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم
دردا و ندامتا که تاچشم زدیم
نابوده به کام خویش نابوده شدیم
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
ساتورن
نشانه های اختصاری
ساتورن .
(اِخ )
۞
در اساطیر قدیم یکی از ارباب انواع است که در نزد یونانیان و ایتالیائیهای قدیم خداوند زمان و مظهر آن ستاره ٔ زحل بوده است ،و چنین می نماید که وی در ابتدا رب النوع خلاقی بوده وبعد با نیروی خلاقه ٔ اپس
۞
متحد شده است . ساتورن یونانی که آن را کرونوس
۞
نیز نامند فرزند اورانوس (آسمان ) وژآ
۞
(زمین ) و همسر رآ
۞
یا سیبل
۞
بوده و فرزندانی به اسامی : هستیا
۞
، دِمِتر
۞
، هرا
۞
، آدس
۞
، پوزیدون
۞
و زئوس (زاوش )
۞
داشته است . ساتورن ایتالیائی فرزند کوئلوس
۞
، و تلوس
۞
و همسر اپس
۞
و پدر پیکوس
۞
بوده است . کرونوس موجودی سرشته از جبن و بددلی بود. از این روی پدرش را از سلطنت خلع کرد و فرزندان خود را کشت یا بزندان افکند از بیم آنکه مبادا آنان او را بچنین سرنوشتی دچار سازند. ولی یکی از پسرانش بنام زئوس
۞
به حیله ٔ سیبل
۞
از بند گریخت وساتورن را که بایتالیا پناه برده و بر خطه ٔ لاسیوم
۞
حکومت یافته بود از سلطنت خلع کرد. ساتورن در روم بعدالت سلطنت میکرد و کشاورزی را به رومیان آموخت . روزگار او برای مردم آن سرزمین توأم با آزادی و آبادی و دادگری بود. اصولاً مفهوم ساتورن در یونان و روم اختلاف اساسی دارد. ساتورن یونانی مظهر زمان و ساتورن رومی مظهر کشاورزی است . در یونان یکی از ماههای سال خاص این رب النوع بود که در تقویمهای قدیم آن را ماه کرونیوس
۞
می نوشتند. پرستش ساتورن بعدها در روم عمومیت یافت و چندین شهر بدان نام نامیده شد. پیشینیان ساتورن را بصورت پیرمردی با ریشهای سپید مجسم میکردند که پشتش زیر بار زمان خم گشته بود. یک مجسمه ٔ برنزی با این قیافه در موزه ٔ لوور وجود دارد. هنرمندان جدیدساتورن را برای تجسیم و تصویر زمان بکار میدارند.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
ساتلمش
ساتلمش
ساتلمش
ساتلمیش
ساتلمیش توپخانه...
ساتلمیش محمدلو
ساتلو
ساتنا
ساتنه کان
ساتور
ساتورن
ساتورن
ساتورنی
ساتول
ساتومار
ساتی
ساتی
ساتی
ساتی
ساتی
ساتی
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.09 ثانیه
واژه
معنی
ساتورن
ساتورن . (اِخ ) (معبد...) ۞ در ایتالیا قرار داشت و بنای آن رابه تالوس هوستیلیوس ۞ فاتح کشور سابن ۞ و آلبن ۞ نسبت میدادند. این معبد ک...
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه