لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


دادور
دادور. [ دادْ وَ ] (ص مرکب ) عادل . دادرس . دادگر :
حق بمن گفته است هان ای دادور
مشنو از خصمی تو بی خصم دگر.

مولوی .


|| (اِخ ) نام خدای تعالی .
کلمات قبلی
داد و دهش داد و بیداد کردن داد و بیداد داد و بخشش دادو دادنی دادند دادنجان دادنجان دادنج
دادنامه دادن دادمهر دادمهر دادمهر دادمرز دادمان دادلو دادگیر دادگی
کلمات بعدی
دادوری دادورز دادورزی داد ورزیدن داد و ستاد داد و ستان داد و ستد داد و ستد کردن داد و ستدی داد و فریاد
داد و فریاد کردن داد و قال دادوکلا دادوند داد و هی ی دادویه دادویه دادویه دادویه داده

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها