صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
ابر آمد و زار بر سر سبزه گریست
بی باده گلرنگ ؛ نمی شاید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
تا سبزه خاک ما تماشاگه کیست
ماهه نشانه های اختصاری
ماهه . [ هََ / هَِ ] (اِ) به معنی برماه است و آن افزاری باشد که درودگران بدان چوب و تخته و حکاکان جواهر سوراخ کنند و آن را به عربی مثقب خوانند. (برهان ). برمه ٔ درودگران و حکاکان که بدان چوب و جواهر سوراخ کنند. (آنندراج ) (انجمن آرا). برماه و مثقب و مته . (ناظم الاطباء). || یک حصه از دوازده حصه ٔ تولچه را نیز گویند که هشت حبه باشد و تولچه دو مثقال و نیم است که نودوشش حبه باشد. (برهان ). دوازده یک تولچه باشد. (فرهنگ جهانگیری ). دوازده یک توله که وزنی است معین و توله دو مثقال و نیم است که نودوشش حبه باشد و در هندوستان مستعمل است . (انجمن آرا) (آنندراج ). یک حصه از دوازده حصه ٔ تولچه که معادل پنج نخود باشد. (ناظم الاطباء) :
اگر پذیرد زیبق ز صفر هم غسلی
زمس دوازده ماهه عیار بگشاید.

مغیث هانسوی (از جهانگیری ).


و رجوع به ماشه و ماهچه شود. || پرتو ماه و مهتاب . (ناظم الاطباء). || شب روشن بواسطه ٔ ماه و با ستاره ها. || مشاهره و ماهیانه . (ناظم الاطباء). || (ص نسبی ) منسوب به ماه مانند یکماهه و چندماهه یعنی دارای یک ماه و چند ماه . (ناظم الاطباء). منسوب به ماه (و آن پس از عدد و کلماتی از قبیل همه و هرآید): دوماهه . نه ماهه (آنچه یا آنکه دو ماه یا نه ماه بر او گذشته باشد). هرماهه . همه ماهه . (فرهنگ فارسی معین ) :
شعر ناگفتن به از شعری که باشد نادرست
بچه نازادن به از شش ماهه افکندن جنین .

انوری .


نه ماهه ره بریده مهی نوبره درست
کاید چو ماه چارده مصباح هفت و چار.

خاقانی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
7 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژهمعنی
یک ماهه یک ماهه . [ ی َ / ی ِ هََ / هَِ ] (ص نسبی ) مال یک ماه . (یادداشت مؤلف ). هر چیز که بر وی یک ماه گذشته باشد. (ناظم الاطباء). گردآمده در فاص...
پنج ماهه پنج ماهه . [ پ َ هََ / هَِ ] (ص مرکب ) که پنج ماه از عمر او گذشته است .
عیسی شش ماهه عیسی شش ماهه . [ سی ِ ش َ / ش ِ هََ / هَِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از میوه هایی است که تا شش ماه پخته می شود و میرسد عموماً، خصوصاً ان...
عیسی نه ماهه عیسی نه ماهه . [ سی ِ ن ُه ْ هََ / هَِ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کنایه از خوشه ٔ انگور است .(از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). خوشه ٔ انگوری که از...
ماهةماهة. [ هََ ] (ع مص ) آب برآمدن از چاه و بسیار آب گردیدن . مَوه ْ . مَیه ْ . مَیهَة. (از منتهی الارب ). بسیارآب گردیدن چاه . (از اقرب الموارد...
ماحةماحة. [ ح َ ] (ع اِ) گشادگی میان سرایها. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ساحت سرای . (ناظم الاطباء).
ماحةماحة. [ ح َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مائح . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به مائح شود.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه