صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
من ظاهر نیستی و هستی دانم
من باطن هر فراز و پستی دانم
با اینهمه از دانش خود شرمم باد
گر مرتبه ای ورای مستی دانم
نازک بخارائی نشانه های اختصاری
نازک بخارائی . [ زُ ک ِ ب ُ ] (اِخ ) شوکت بخارائی . از شاعران قرن یازدهم بخاراست . وی مدتی نازک تخلص کرد و زمانی هم تخلص شوکت را برگزید. ۞ به روایت نصرآبادی ۞ به سال 1088 هَ . ق . به هرات آمد و به خدمت حاکم هرات رسید و مهربانیها دید و از توجهات میرزاسعدالدین وزیر خراسان نیز بی نصیب نماند، دوران اخیرعمر را در اصفهان گذراند. حزین لاهیجی وی را در اصفهان در نهایت شوریدگی و آشفتگی دیده است . ۞ وی به سال 1107 هَ . ق . در اصفهان وفات یافت ۞ . از اشعار اوست :
به صحرای غمش تنها نه من سرگشتگی دارم
که همچون گردباد اینجا سر افلاک می گردد.
دل عاشق وجود از هرچه یابد زآن فنا گردد
ازآن آبی که گندم سبز گردد، آسیا گردد.
ز سایه ٔ مژه چشم مور بست قلم
چو می کشید مصوردهان تنگ ترا!
شیر انوار تجلی را چو می کردند صاف
درد آن مهتاب و صاف آن بناگوش تو شد!
ما چون سپند گرم رو دشت شعله ایم
خاکستری که ماند بجا گرد راه ماست .
و نیز رجوع به تاریخ ادبیات براون ج 4 ص 175 و خزانه ٔ عامره ص 120 و سرو آزاد ص 281 و تذکرة المعاصرین حزین ص 66 و کلمات الشعراء سرخوش ص 62 و شمع انجمن ص 222 شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند

هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه