صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم
وین یک دم عمر را غنیمت شمریم
فردا که ازین دیر کهن درگذریم
با هفت هزار سالگان سر به سریم
اعتمار نشانه های اختصاری
اعتمار. [ اِ ت ِ ](ع مص ) عمامه و جز آن بر سر بستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). عمامه در سر بستن . (تاج المصادر بیهقی ). عمامه بستن مرد بر سر. (از اقرب الموارد). || عمره کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ) (آنندراج ). عمره آوردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (ترجمان القرآن عادل بن علی ). || (اصطلاح فقه ) عبارت است از بجای آوردن عمل عمره که از عبادات است و آن عمل عبادی خاصی است که در مکه و خانه ٔ خدا انجام میشود. بدین طریق که از میقات معین احرام می بندد و سپس بمکه می آید و طواف میکند و دو رکعت نماز طواف و سعی بین صفا و مروه و تقصیر نیز بجای می آورد. (از شرایعالاسلام ). || آهنگ کردن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). قصد کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). قصد کردن جایی وزیارت کردن آن ، یقال : «جاء فلان معتمراً ای زائراً».و برخی گفته اند: اعتمار بمعنی قصد کردن جایی آبادان را. (از اقرب الموارد). || زیارت کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن عادل بن علی ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند

هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه