لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


عضبل
عضبل . [ ع َ ب َ ] (ع ص ) سخت و رست . (منتهی الارب ). صلب و شدید. (از اقرب الموارد). گویا آن تصحیف عِضْیَل ّ باشد. (از تاج العروس ).
کلمات قبلی
عضبرة عضبارة عضبار عضباء عضباء عضبا عضب عضب عضب عضایة
عضایت عضایات عضاهیة عضاهی عضاهة عضاه عضاة عضان عضامین عضام
کلمات بعدی
عضبیت عضد عضد عضد عضد عضد عضد عضد عضدان عضدان
عضدالدولة عضدالدوله عضدالدوله ٔ دیلمی عضدالدین عضدالدین ایجی عضدالدین سلجوقی عضدالملک عضدالملک عضدالملک عضدة

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها