ارسال به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
پ
1
2
3
4
5
6
7
8
9
0
ض
ص
ث
ق
ف
غ
ع
ه
خ
ح
ج
چ
ش
س
ی
ب
ل
ا
ت
ن
م
ک
گ
ئ
ظ
ط
ز
ر
ذ
د
ء
و
.
,
ؤ
آ
ژ
Space
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی همه
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
آباد جای
آبادجای .
(اِ مرکب ) آباد بوم . آبادی
:
بپرسید از آن سرشبان راه شاه
کز ایدر کجایابم آرامگاه
چنین داد پاسخ که آباد جای
نیابی مگر باشدت رهنمای .
فردوسی .
کلمات قبلی
آباد بوم
آبادانیدن
آبادانی
آبادانی
آبادان
آبادان
آباد
آباد
آباد
آباتر
آباء
آبا
آب آهنگ
آب آهنج
آب آهن تافته
آب آهن تاب
آب آهک
آب آورده
آب آورد
آب آمیخته
کلمات بعدی
آباد شدن
آبادکرد
آباد کردن
آبادکوشک
آباده
آباده ٔ اقلید
آباده ٔ زرتشت
آباده ٔ طشک
آبادی
آبادیان
آبادی کاغذ
آبار
آبار
آبار
آبار
آبار اعراب
آبارالنحاس
آبازه
آباط
آبافت
شادروان علی اکبر دهخدا
نشانه های اختصاری
نشانه های اختصاری
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها