ارسال به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
پ
1
2
3
4
5
6
7
8
9
0
ض
ص
ث
ق
ف
غ
ع
ه
خ
ح
ج
چ
ش
س
ی
ب
ل
ا
ت
ن
م
ک
گ
ئ
ظ
ط
ز
ر
ذ
د
ء
و
.
,
ؤ
آ
ژ
Space
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی همه
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
آبان
آبان .
(اِخ ) نام فرشته ٔ موکل بر آب و تدبیر امور و مصالحی که در ماه آبان و روز آبان واقع شود. || (اِ) ماه هشتم از سال شمسی مطابق برج عقرب و تشرین اول یعنی ماه دوم خزان میان مهر و آذر و آن را آبانماه و اَبان نیز گویند
:
ز میغ و نزم که بد، روز روشن از مه تیر
چنان نمود که تاری شب از مه آبان .
عنصری .
آب انگور بیاریدکه آبان ماهست
وقت منظر شد و وقت نظر خرگاهست
دست تابستان از روی زمین کوتاهست .
منوچهری .
و آفتاب در این ماه [ آبان ] در برج عقرب باشد. (نوروزنامه ).
گرم خونم چو آب در مرداد
سردآهم چو باد در آبان .
سنائی .
گرچه درغربت ز بی آبی شکسته خاطرم
زآتش خاطر به آبان ضیمران آورده ام .
خاقانی .
|| نام روز دهم ازماههای فرس و برحسب رسم مطرد که چون نام ماه با روزتطابق کند آن روز را عید گیرند، روز آبان در این ماه یکی از اعیاد دوازده گانه ٔ سال است . و روز آبان را آبان روز و آبانگان نیز گویند
:
آبان روز است و ماه آبان
خرم گردان به آب رز جان .
مسعودسعد.
و گویند در این روز زَو پادشاه ایران بر افراسیاب پیروزی یافته و او را از ملک خویش برانده است و نیز در این روز پس از پنج یا هفت سال خشکی و قحط باران آمده است .
-
امثال
:
آبان ماه را بارانکی دیماه رابرفکی ، فروردین ماه شب ببار روز ببار
؛ برای خوبی زرع بارانی اندک به آبان و برفی کم به دی و به فروردین باران بسیار باید.
کلمات قبلی
آبال
آباقا
آبافت
آباط
آبازه
آبارالنحاس
آبار اعراب
آبار
آبار
آبار
آبار
آبادی کاغذ
آبادیان
آبادی
آباده ٔ طشک
آباده ٔ زرتشت
آباده ٔ اقلید
آباده
آبادکوشک
آباد کردن
کلمات بعدی
آبانگان
آبانگاه
آبانی
آبایان
آب ابرو
آب استه
آب افتاده
آب الهی
آب انار
آب انبار
آب انبار
آب انداختن
آب انداز
آب انگور
آب ایستاده
آب باران
آب باران
آب باریک
آب باز
آب بازی
شادروان علی اکبر دهخدا
نشانه های اختصاری
نشانه های اختصاری
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها