ارسال به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
پ
1
2
3
4
5
6
7
8
9
0
ض
ص
ث
ق
ف
غ
ع
ه
خ
ح
ج
چ
ش
س
ی
ب
ل
ا
ت
ن
م
ک
گ
ئ
ظ
ط
ز
ر
ذ
د
ء
و
.
,
ؤ
آ
ژ
Space
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی همه
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
آبار
آبار.
(اِ) اُسْرُب . سرب . || سرب سوخته . آنُک محرق . رصاص اسود. (قاموس ). سرب سیاه . و طریقه ٔ ساختن آن آن است که سرب را در تابه ای آهنین نهند و کاسه ای که بن آن سوراخ است بر روی تابه واژگون کنند و بدمند تا آنگاه که سرب سوخته گردد و آن در علاج ریشها و بواسیر و سرطان بکار است . و نیز توتیا و اثمد را آبار نام داده اند، چه ماده ٔ عامله ٔ آن سرب سوخته است .
کلمات قبلی
آبادی کاغذ
آبادیان
آبادی
آباده ٔ طشک
آباده ٔ زرتشت
آباده ٔ اقلید
آباده
آبادکوشک
آباد کردن
آبادکرد
آباد شدن
آباد جای
آباد بوم
آبادانیدن
آبادانی
آبادانی
آبادان
آبادان
آباد
آباد
کلمات بعدی
آبار
آبار
آبار
آبار اعراب
آبارالنحاس
آبازه
آباط
آبافت
آباقا
آبال
آبان
آبانگان
آبانگاه
آبانی
آبایان
آب ابرو
آب استه
آب افتاده
آب الهی
آب انار
شادروان علی اکبر دهخدا
نشانه های اختصاری
نشانه های اختصاری
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها