ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
ویرا
نشانه های اختصاری
ویرا.
(ص )
۞
هوشمند. یادگیرنده . آموزنده . (آنندراج ) (برهان ). مدرک . (آنندراج )
:
یکی مرد ویرا بباید نخست
که گوید نیوشیده ها را درست .
ابوالعباس مروزی .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
ویدیدن
ویدیده
ویدیق
ویذآباد
ویذی
ویر
ویر
ویر
ویر داشتن
ویر گرفتن
ویرا
ویرائی
ویرائی
ویراست
ویراستار
ویراستاری
ویراستن
ویراسیون
ویراف
ویران
ویران شدن
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه