ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
ساقی گل و سبزه بس طربناک شدست
دریاب که هفته دگر خاک شدست
می نوش و گلی بچین که تا درنگری
گل خاک شدست و سبزه خاشاک شدست
این واژه توسط اعضای سایت به لغت نامه اضافه شده است.
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
بیق
نشانه های اختصاری
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا
کلیک کنید.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
بیفزودن
بیفژولیدن
بیفسائیدن
بیفسردن
بیفشاردن
بیفشاندن
بیفشردن
بیفکندن
بیفگند
بیق
بیق
بیقابو
بیقاری
بیقان
بیقان
بیقة
بیقت
بیقر
بیقران
بیقرة
بیقرة
واژه های همانند
3 مورد، زمان جستجو: 0.06 ثانیه
واژه
معنی
بیق
کودن، ابله، بی توجه
بیغ
بیغ. [ ب َ ] (ع مص ) غلبه کردن خون و بجوش آمدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). جوشش خون و پیدا گشتن آن در رگها. (از لسان العرب ). شوری...
بیغ زدن
بیغ زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) جیغ زدن . (یادداشت مؤلف ).
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه