لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


دارآفرین
دارآفرین . (اِ مرکب ) دارابزین . هرچیز که مردم بر آن تکیه کنند خواه آن شخص باشد و خواه آن محجری و خواه ستونی . (برهان ) (آنندراج ). || پنجره و محجری را گویند که در پیش خانه مابین دو بازوی در سازند. (برهان ) (آنندراج ). || دکه و صفه ٔ در خانه را نیز گویند و به این معنی دارآفزین هم آمده است . (از برهان ) (از آنندراج ). گردبرگرد دارآفرینهای صفه ، غلامان خاصگی بودند. (تاریخ بیهقی ).
کلمات قبلی
دارآغزی دارآباد دار دار دار دار دار دار داذین داذی
داذهرمز داذویه داذوما داذور داذوران داذور داذفرخ داذدبیر داذبنداد داذآفرین داذآفرید
کلمات بعدی
دارا دارا دارا دارا دارا دارا دارا دارا دارا دارا
دارا دارائی داراب داراب داراب داراب داراب داراب داراب داراب

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها