صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
از من رمقی به سعی ساقی ماندست
وز صحبت خلق بیوفائی ماندست
از باده دوشین قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی ماندست
هیند نشانه های اختصاری
هیند. [ ی َ ] (فعل ) صورتی و تلفظی محلی از کلمه ٔ هستند :
گفت یارب گر تو را خاصان هیند
که مبارک دعوت و فرخ پیند.

مولوی .


واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژهمعنی
هیندهیند. (اِخ ) هند است که هندوستان باشد. (آنندراج ) (برهان ). رجوع به هندوستان شود.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه