صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
بنگر زجهان چه طرف بربستم : هیچ
وز حاصل عمر چیست در دستم : هیچ
شمع طربم ؛ ولی چو بنشستم ؛ هیچ
من جام جمم؛ ولی چو بشکستم ؛ هیچ
ساز نوروز نشانه های اختصاری
ساز نوروز. [ زِن َ / ن ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ساختگی و اسباب نوروز. (رشیدی ). سامان و ساختگی و سرانجام نوروز باشداز اشربه و اطعمه و البسه . (برهان ) (انجمن آرا) (آنندراج ). ساز نوروزی . || نام لحن دوم است از سی لحن باربد ۞ . (برهان ) (رشیدی ) (شعوری ) (انجمن آرا) (آنندراج ) :
چو در پرده کشیدی ۞ ساز نوروز
به نوروزی نشستی دولت آن روز.

نظامی (خسرو و شیرین ).


رجوع به ساز شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند

هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه