ارسال به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
پ
1
2
3
4
5
6
7
8
9
0
ض
ص
ث
ق
ف
غ
ع
ه
خ
ح
ج
چ
ش
س
ی
ب
ل
ا
ت
ن
م
ک
گ
ئ
ظ
ط
ز
ر
ذ
د
ء
و
.
,
ؤ
آ
ژ
Space
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
مشفق کرمانشاهی
مشفق کرمانشاهی .
[ م ُ ف ِ ق ِ ک ِ ] (اِخ ) نامش پیر مرادبیک و اصلش از زنگنه و در جوانی ملازم زندیه و در پیری مربی فرزندان امرای شهر شیراز بود. وی را دیده بودم . معقولیتی داشت و از صحبت فضلا و شعرا مشعوف میگشت . بر اشعار حافظ نثری شرح وار می نوشت که مطبوع اماجد نیفتاد. میرزا حیدرعلی نام فرزندش از معارف بود. غالباً عاملی و چاکری میکرد. باری این چند بیت از اوست :
عشقبازی بود از روز ازل پیشه ٔ ما
خوشتر است از همه اندیشه ٔ اندیشه ٔ ما.
# # #
نمودم بیقراری تا دلش را مهربان کردم
پس از این بیقراریها قراری کرده ام پیدا.
(مجمعالفصحاء چ مصفا ص
933
).
کلمات قبلی
مشفق شیرازی
مشفق استرابادی
مشفقانه
مشفق
مشفق
مشفشف
مشفر
مشفر
مشفح
مشفتر
مشفار
مشغة
مشغولیت
مشغولیات
مشغولی
مشغول دل
مشغول الذمه
مشغول
مشغوف
مشغنب
کلمات بعدی
مشفقی
مشفقی
مشفقی
مشفقی بلخی
مشفلة
مشفوع
مشفوعة
مشفوف
مشفوه
مشفوهة
مشق
مشق
مشق
مشق
مشق
مشق
مشق
مشق
مشقاء
مشقاء
شادروان علی اکبر دهخدا
نشانه های اختصاری
نشانه های اختصاری
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها