صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
دوران جهان بی می و ساقی هیچ است
بی زمزمه ساز عراقی هیچ است
هر چند در احوال جهان می نگرم
حاصل همه عشرت است و باقی هیچ است
بستن پنجره
این واژه توسط اعضای سایت به لغت نامه اضافه شده است.
تیام نشانه های اختصاری
پسر محمود خان بختیاری که به دست دشمنان وی در نوجوانی کشته شد.
در لری به معنای چشمانم
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
3 مورد، زمان جستجو: 0.06 ثانیه
واژهمعنی
تیام1) چشمانم 2) عزیز و گرامی اسم مشترک پسر و دختر در فرهنگ لری و کردی
تیامدر گویش لری (تیه=چشم)-(تیا=چشمها)-(تیام=چشمان من)
تیأم تیأم . [ ت َ ءَ ] (ع اِ) همزاد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رجوع به توأم و توأمان شود.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه