لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


آبادانیدن
آبادانیدن . [ دَ] (مص ) آباد کردن . || ستودن . مدح کردن .
کلمات قبلی
آبادانی آبادانی آبادان آبادان آباد آباد آباد آباتر آباء آبا
آب آهنگ آب آهنج آب آهن تافته آب آهن تاب آب آهک آب آورده آب آورد آب آمیخته آب آلو آب آشنا
کلمات بعدی
آباد بوم آباد جای آباد شدن آبادکرد آباد کردن آبادکوشک آباده آباده ٔ اقلید آباده ٔ زرتشت آباده ٔ طشک
آبادی آبادیان آبادی کاغذ آبار آبار آبار آبار آبار اعراب آبارالنحاس آبازه

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها