صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حل معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده ؛ گفتگوی من و تو
چون پرده بر افتد ؛ نه تو مانی و نه من
بستن پنجره
این واژه توسط اعضای سایت به لغت نامه اضافه شده است.
بیژنگرد نشانه های اختصاری
بیژنگُرد: نام قدیم روستای بزنجرد از توابع شهرستان خلیل آباد از توابع استان خراسان رضوی می باشد و جمعیت آن به 1800نفر میباشد. آب این روستا از آب رودخانه شش طراز تامین میشود.
مردم آن به کشاورزی ودامپروی مشغول هستند . عمده کشاورزی آن زعفران و انگور می باشد.
این روستا قدمت تاریخی بسیار دارد بطوری که قدمت آن به قبل از ظهور اسلام در ایران می باشد که با ظهور اسلام در ایران و تسلت اعراب بر ایران اسم این روستا از بیژنگُرد به بیزنجُرد (بدلیل نبود حروف "ژ" و "گ" در عربی ) و بعد از آن به بزنجرد امروزی تبدیل شده است. از آثار به جا مانده از دروه قبل از اسلام در این روستا میتوان به قلعه برج در مرکز روستا اشاره کرد.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.78 ثانیه
واژهمعنی
بیژنگردبیژنگُرد: نام قدیم روستای بزنجرد از توابع شهرستان خلیل آباد از توابع استان خراسان رضوی می باشد و جمعیت آن به 1800نفر میباشد. آب این روستا از آب رودخان...
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه