صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من
وین حل معما نه تو خوانی و نه من
هست از پس پرده ؛ گفتگوی من و تو
چون پرده بر افتد ؛ نه تو مانی و نه من
بنادق البذور نشانه های اختصاری
بنادق البذور. [ ب َدِ قُل ْ ب ُ ] (ع اِ مرکب ) تخم خیار. تخم خیار بادرنگ . تخم کدوی شیرین . تخم خرفه . بوخله . تخم خشخاش . نشاسته . کتیرا. رب السوس . بزرالبنج الابیض . تخم خربزه . صمغ. دم الاخوین . کندر. افیون . تخم کرفس . مغز بادام شیرین . گل ارمن . پوست خشخاش : و اگر هر سه روز یا هر دو روزی ، بنادق البذور دهند با جلاب ... صواب باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ) (از یادداشت مرحوم دهخدا).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند

هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه