ارسال به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
پ
1
2
3
4
5
6
7
8
9
0
ض
ص
ث
ق
ف
غ
ع
ه
خ
ح
ج
چ
ش
س
ی
ب
ل
ا
ت
ن
م
ک
گ
ئ
ظ
ط
ز
ر
ذ
د
ء
و
.
,
ؤ
آ
ژ
Space
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی همه
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
آبادان
آبادان .
(اِخ ) بندری است در مصب شطالعرب موسوم بدماغه ٔ گُسبه . درازای آن
64
هزار گز و پهنای آن از
3
تا
20
هزار گز، حد شمالی و شرقی آن کارون و بهمشیر [ بهمن شیر] و حد غربی شطالعرب و جنوبی خلیج فارس . عرض جغرافیائی آن
31
درجه و
21
دقیقه ٔ شمالی و طول جغرافیائی آن
48
درجه و
17
دقیقه ٔ شرقی ، و فاصله ٔ آن تا اهواز
115
هزار گز است . سابقاً به مناسبت مقبره ٔ منسوب بخضرکه در حوالی بهمشیر است جزیرةالخضر نامیده میشده است . از
1327
هَ . ق . ببعد شرکت نفت جنوب تصفیه خانه ها در شهر آبادان ساخته و نفت را با لوله ها از مسجد سلیمان به این شهر می آورد، و طول لوله ها که میان این دومحل کشیده شده
220
هزار گز است . آبادان اکنون شهر وبندری مهم و یکی از مراکز تجارت ایران است ، و در حدود سی هزار سکنه دارد. پلهای متعدد برای بارگیری در آن ساخته شده و همه ساله متجاوز از ششصد کشتی برای حمل نفت به آنجا وارد و از آنجا خارج می شود و هر ماهه چهل الی پنجاه کشتی در این بندر بارگیری می شود. و آبادان را به عربی عبادان گویند. رجوع به عبادان شود.
کلمات قبلی
آبادان
آباد
آباد
آباد
آباتر
آباء
آبا
آب آهنگ
آب آهنج
آب آهن تافته
آب آهن تاب
آب آهک
آب آورده
آب آورد
آب آمیخته
آب آلو
آب آشنا
آب آسیا
آب
آب
کلمات بعدی
آبادانی
آبادانی
آبادانیدن
آباد بوم
آباد جای
آباد شدن
آبادکرد
آباد کردن
آبادکوشک
آباده
آباده ٔ اقلید
آباده ٔ زرتشت
آباده ٔ طشک
آبادی
آبادیان
آبادی کاغذ
آبار
آبار
آبار
آبار
شادروان علی اکبر دهخدا
نشانه های اختصاری
نشانه های اختصاری
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها