ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
من ظاهر نیستی و هستی دانم
من باطن هر فراز و پستی دانم
با اینهمه از دانش خود شرمم باد
گر مرتبه ای ورای مستی دانم
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
عشقی
نشانه های اختصاری
عشقی .
[ ع ِ ] (ص نسبی ) منسوب به عشق . رجوع به عشق شود.
-
غزل عشقی
؛ غزل که مطالب عشقی را شامل باشد.
|| در اصطلاح عامیانه ، آنکه بمیل و هوی و هوس خود کار کند، مثلاً گویند: فلانی آدمی عشقی است . (از فرهنگ فارسی معین ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
عشق سنجی
عشق نامه
عشق نوازی
عشق ورزی
عشقان ملک
عشقباز
عشقدان
عشقناک
عشقه
عشقوان
عشقی
عشقی
عشقیات
عشقیة
عشقیدن
عشم
عشم
عشم
عشم
عشم
عشماء
واژه های همانند
7 مورد، زمان جستجو: 0.06 ثانیه
واژه
معنی
عشقی
عشقی .[ ع ِ ] (اِخ ) (میرزاده ٔ...) نام او محمدرضابن حاج سیدابوالقاسم کردستانی ، و از شعرای قرن اخیر ایران بوده است . وی به سال 1272 هَ .ش ...
اشقی
اشقی . [ اَ قا ] (ع ن تف ) نعت تفصیلی از شقی . شقی تر. بدبخت تر. (مهذب الاسماء) (مؤیدالفضلا).اشقی الامة و اشقی القوم ؛ ابن ملجم مرادیست قاتل ...
عاشقی
عاشقی . [ ش ِ ] (حامص ) عمل عاشق . شیفتگی . دلدادگی . عشق ورزیدن : عاشقی پیداست از زاری دل نیست بیماری چو بیماری دل . مولوی .ز چشم خلق فتاد...
عاشقی
عاشقی .[ ش ِ ] (اِخ ) میرعلیشیر آرد: مولانا عاشقی از شهر هرات بود و قصیده را پخته میگفت از جمله اشعار اوست :این منظری که طاق چو ابروی دلبر ...
اشغی
اشغی . [ اَ غا ] (ع ص ) مرد ناهموار و دراز دندان . مؤنث : شَغْواء، شَغْیاء. ج ، شُغْو. (منتهی الارب ). ذوالشغا. (اقرب الموارد). رجوع به شغا شود. م...
بی عاشقی
بی عاشقی . [ ش ِ ] (حامص مرکب ) (از: بی + عاشق + ی ) بدون عاشقی . بی عشق ورزی : حیف بود مردن بی عاشقی تا نَفَسی داری و نَفْسی ، بکوش . سعدی ...
حسین عاشقی
حسین عاشقی . [ ح ُ س َ ن ِ ش ِ ] (اِخ ) هندی . رجوع به عاشقی هندی شود.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه