صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من ؛ جاه و جلالش نفزود
از هیچ کسی نیز به گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود ؟
ناصرالدین منشی نشانه های اختصاری
ناصرالدین منشی . [ ص ِ رُدْ دی ن ِ م ُ ] (اِخ ) ناصرالدین عمدةالملک منتجب الدین یزدی رئیس دیوان رسایل و انشاء صفوةالدین پادشاه خاتون [ 601-694 از ملوک قراختائی کرمان ] بود و پدرش منتخب الدین یزدی در سال 650 یزد را ترک گفته ، در خدمت سلطان قطب الدین محمد قراختائی برادرزاده ٔ براق حاجب [ 650-654 ] قرار گرفت و در عهد سلطنت سلطان حجاج [ 655-681 ] نیز مدتی وزارت کرد. پسرش ناصرالدین بعدها با عم خود به کرمان آمد و در ایام جوانی یعنی درسال 693 سمت ریاست دیوان رسالت پادشاه خاتون را پیدا کرده و در کرمان مقیم شد. (از تاریخ مغول ص 519).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند

هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه