ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
من ظاهر نیستی و هستی دانم
من باطن هر فراز و پستی دانم
با اینهمه از دانش خود شرمم باد
گر مرتبه ای ورای مستی دانم
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
صواب آمدن
نشانه های اختصاری
صواب آمدن .
[ ص َ م َ دَ ] (مص مرکب ) درست آمدن . درست بودن . بجا بودن . مصلحت آمدن
:
امیر گفت : سخت صواب آمد. (تاریخ بیهقی ).
صواب آید روا داری پسندی
که وقت دستگیری دست بندی .
نظامی .
چو من بنوازم و دارم عزیزش
صواب آید که بنوازی تو نیزش .
نظامی .
ورأی همگنان در مشیت است که صواب آید یا خطا. (گلستان ). رجوع به صواب شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
صهیون
صهیونی
صهیونیزم
صهیونیست
صهیونیست
صهیونیستی
صهیونیسم
صو
صواب
صواب
صواب آمدن
صواب بودن
صواب جستن
صواب دیدن
صواب شمردن
صواب کردن
صواب گفتن
صواب نمودن
صواب اندیش
صواب گوی
صواب نمای
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه