صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 

آنان که محیط فضل و آداب شدند
در جمع کمال ؛ شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند به روز
گفتند فسانه ای و در خواب شدند

چماقستان نشانه های اختصاری
چماقستان . [ چ ُ ق ِ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان پلرودبار بخش رودسر شهرستان لاهیجان که در دوازده هزارگزی جنوب خاوری رودسر و 6 هزارگزی جنوب راه شوسه ٔ رودسر به شهسوار واقع است . جلگه و مرطوب است و 191 تن سکنه دارد. آبش از نهر پلرود. محصولش برنج و چای . شغل اهالی زراعت وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.06 ثانیه
واژهمعنی
چماقستان چماقستان . [ چ ُ ق ِ ] (اِخ ) دهی جزء دهستان املش بخش رودسر شهرستان لاهیجان که در 7 هزارگزی باختر رودسر و 5 هزارگزی شمال املش واقع است . جلگ...
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه