ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
از آمدن و رفتن ما سودی کو؟
از بافته وجود ما پودی کو؟
در چنبر چرخ ؛ جان چندین پاکان
می سوزد و خاک می شود؛ دودی کو؟
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
فقاع گشادن
نشانه های اختصاری
فقاع گشادن .
[ ف ُ گ ُ دَ ] (مص مرکب ) آروغ زدن . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || کنایت از لاف زدن و تفاخر کردن . (آنندراج ) (برهان ). نازیدن . بالیدن . (یادداشت مؤلف )
:
آنجا که من فقاع گشایم ز دست فضل
الا ز درد دل چو یخ افسرده تن نیند.
خاقانی .
صاحب بدر و حنین از تو گشاید فقاع
کآن گهر چون سداب برکشی از بهر کین .
خاقانی .
ولی خانه بر یخ بنا دارد و من
ز چرخ سدابی فقاعی گشایم .
خاقانی .
رفت آنکه فقاع از تو گشاییم دگر بار
ما را بس از این کوزه که بیگانه مکیده ست .
سعدی .
رجوع به فقاع گشودن شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
فقاحی
فقاحیة
فقاخ
فقار
فقارة
فقارس
فقاس
فقاع
فقاع
فقاع
فقاع گشادن
فقاع گشودن
فقاعی
فقاف
فقاق
فقاقة
فقاقیع
فقام
فقامة
فقان
فقاه
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه