صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
گردون؛ نگری ز قد فرسوده ماست
جیحون؛ اثری ز اشک پالوده ماست
دوزخ ؛ شرری ز رنج بیهوده ماست
فردوس ؛ دمی ز بخت آسوده ماست
مرداب نشانه های اختصاری
مرداب . [ م ُ ] ۞ (اِ مرکب ) برکه و آبگیر عمیق و پر عرض و طول . (جهانگیری ). تالاب و استخر و آبگیر عمیق و پر عرض و طول .(برهان قاطع). غالباً در آب غیر روان استعمال می شودکه ایستاده است و حرکت نمیکند بخلاف آب رود که جنبش و رفتار دارد. (انجمن آرا). آب ایستاده ٔ غیر جاری و ناروان خلیج . (ناظم الاطباء). آب راکد و ساکنی که نه چون رودخانه جریان داشته باشد و نه چون دریا موج ؛ و اغلب بر خلیج های بسیار کوچکی اطلاق می شود که از پیش رفتگی آب دریا در خشکی حاصل شده باشد و پناهگاه بی تموج و آرامی است برای قایق ها و کشتی های کوچک ، مثل مرداب غازیان و مرداب انزلی ؛ یا به آبگیر وسیعی اطلاق شود که از تجمع آب رودخانه حاصل شده است چون مرداب گاوخونی . پیش رفتگی کوچک دریا در خشکی . (لغات فرهنگستان ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
6 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژهمعنی
مرداب بن مرداب بن . [ م ُ ب ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔ بخش رودسر شهرستان لاهیجان . در 3هزارگزی جنوب رودسر، در جلگه ٔ مرطوب معتدل هوائی واقع...
مرداب سرمرداب سر. [ م ُ س َ] (اِخ ) دهی است از دهستان رحیم آباد بخش رودسر شهرستان لاهیجان در 7هزارگزی جنوب رودسر و 5 هزارگزی شمال رحیم آباد در جلگه ...
مرداب پهلوی مرداب پهلوی . [ م ُ ب ِ پ َ ل َ ] (اِخ ) رجوع به مرداب انزلی شود.
مرداب انزلی مرداب انزلی . [ م ُ ب ِ اَ زَ ] (اِخ ) برکه ٔ وسیعی است که از آبهای چند رودخانه تشکیل شده است و دو حاشیه ٔ باریک شنی آن را از بحر خزر جدا م...
مرداب غازیان مرداب غازیان . [ م ُ ب ِ ] (اِخ ) رجوع به مرداب انزلی شود.
مرداب گاوخونی مرداب گاوخونی . [ م ُ ب ِ ] (اِخ ) رجوع به باطلاق گاوخونی شود.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه