لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


آب ایستاده
آب ایستاده . [ ب ِ دَ ] (اِخ ) نام دریاچه ای ازافغانستان در جنوب غربی غزنین بفاصله ٔ 80هزار گز. وسعت آن برحسب بسیاری و اندکی ِ باران کم و بیش شود.
کلمات قبلی
آب انگور آب انداز آب انداختن آب انبار آب انبار آب انار آب الهی آب افتاده آب استه آب ابرو
آبایان آبانی آبانگاه آبانگان آبان آبال آباقا آبافت آباط آبازه
کلمات بعدی
آب باران آب باران آب باریک آب باز آب بازی آب بخش آب بخشان آب بخش کن آب برز آب برین
آب بزرگ آب بقا آب بن آب بند آب بندی آب بنفشه آب بوری آب بین آب بینی آب بینی

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها