صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من ؛ جاه و جلالش نفزود
از هیچ کسی نیز به گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود ؟
حسن حضرمی نشانه های اختصاری
حسن حضرمی . [ ح َ س َ ن ِ ح َ رَ ] (اِخ ) ابن محمد. او راست : کتاب الحدیث . (ذریعه ج 6 بنقل از نجاشی ). و ممکن است این کلمه با ماده ٔ پیش یکی باشد.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
2 مورد، زمان جستجو: 0.09 ثانیه
واژهمعنی
حسن حضرمی حسن حضرمی . [ ح َ س َ ن ِ ح َ رَ ] (اِخ ) ابن علی . او راست : کتاب الحدیث . (ذریعه ج 6 ص 322 بنقل از فهرست شیخ طوسی ).
حسن حضرمی حسن حضرمی . [ ح َ س َ ن ِ ح َ رَ ] (اِخ ) رجوع به حسن باشعیب شود.
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه