ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
بافران
نشانه های اختصاری
بافران .
(اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان نائین که در
50
هزارگزی جنوب خاور نایین متصل به شوسه ٔ نایین به عقدا در جلگه واقع است . ناحیه ای است دارای آب و هوای معتدل و
1978
تن سکنه ، آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول عمده ٔ آن غلات و میوه و شغل مردمش زراعت و صنایع دستی زنان کرباس بافی و راهش فرعی است . دبستان و مسجدی قدیم دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج
10
).در تاریخ نائین تألیف صدربلاغی آمده است : از دهات معروف مشرق نائین است و آبادیهای حومه ٔ آن عبارت است از جید، کشتخوان ، پیربداق و علی آباد. قلعه مخروبه ای در بافران است که به قلعه رستم مشهور است . درخت و پایابی نیز هست که معروف است که حضرت رضا (هنگام عزیمت به خراسان ) در کنار آن درخت غذا خورده و در آن آب وضو ساخته است . شاه عباس کبیر هم در نذری که کرد که پیاده بخراسان مشرف شود (
1010
هَ . ق .) تا آنجا که توانسته است از مسیر حضرت رضا راه پیموده است . به امر شاه عباس در اطراف آن درخت صحنی بنا کرده اند. مسجد جامع بافران نیز از آثار قدیمی آن محل است . جمعیت بافران به دو دسته عرب و عجم تقسیم میشود. عربهای آن ازاعراب بنی عامرند و تفنگچیان بافرانی در زمان قاجاریه معروف بوده اند، در هجوم افاعنه بافران مورد قتل عام قرار گرفت . (از تاریخ نایین صدر بلاغی ص
24
-
25
).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
بافتنی
بافته
بافتهای اپی تلیا...
بافخاری
بافد
بافدم
بافدی
بافر
بافر فسفات
بافراست
بافران
بافرجن
بافرغ
بافرگ
بافره
بافره
بافرهنگ
بافرهی
بافروغ
بافرین
بافضل
واژه های همانند
2 مورد، زمان جستجو: 0.78 ثانیه
واژه
معنی
علی آباد بافران
علی آباد بافران . [ ع َ دِ ف َ ] (اِخ ) ده مخروبه ای است از بخش حومه ٔ شهرستان نائین . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
حسین آباد بافران
حسین آباد بافران . [ ح ُ س ِ دِ ] (اِخ ) ده مخروبه ای است از بخش حومه ٔ شهرستان نائین . (فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه