ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
گردون؛ نگری ز قد فرسوده ماست
جیحون؛ اثری ز اشک پالوده ماست
دوزخ ؛ شرری ز رنج بیهوده ماست
فردوس ؛ دمی ز بخت آسوده ماست
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
انتحار
نشانه های اختصاری
انتحار.
[ اِ ت ِ ] (ع مص ) خویشتن را کشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). خویشتن بکشتن . (تاج المصادر بیهقی ). || بر چیزی بخیلی کردن و حریصی نمودن چندانکه بکشش و نزاع نزدیک گردد، یقال انتحر القوم علی الامر؛ اذا تشاحوا علیه فکاد بعضهم ینحر بعضاً، و فی المثل سرق السارق فانتحر. (منتهی الارب )(از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || زدن . (از اقرب الموارد). || سخت فروریختن ابر باران را. انبعاق . (از اقرب الموارد). || (اِمص ) خودکشی . (فرهنگ فارسی معین ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
انتجاب
انتجاث
انتجاخ
انتجاع
انتجاف
انتجال
انتجام
انتجاه
انتحاء
انتحاب
انتحار
انتحار کردن
انتحاری
انتحاری
انتحاض
انتحال
انتحال کردن
انتحام
انتخاء
انتخاب
انتخاب زدن
واژه های همانند
2 مورد، زمان جستجو: 0.06 ثانیه
واژه
معنی
انتحار کردن
انتحار کردن . [ اِ ت ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خود را کشتن . خودکشی کردن .
انتهار
انتهار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) سرزنش کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). منع کردن و در اساس چنین آمده : استقبال کردن کسی را با کلام...
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه