ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
چون عمر به سر رسد ؛ چه بغداد و چه بلخ
پیمانه چو پر شود چه شیرین و چه تلخ
خوش باش که بعد از من و تو ماه بسی
از سلخ به قره آید ؛ از قره به سلخ
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
افراس آب
نشانه های اختصاری
افراس آب .
[ اَ س ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) بمعنی سواران آب است که حباب باشد. (برهان ) (آنندراج ). حبابهای آب . (ناظم الاطباء). در برهان ، افراس آب بمعنی سواران آب نوشته آن نیز عربی خواهد بود. (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ). سواران آب را گویند و در عربی حباب خوانند. (هفت قلزم ). حبابها که بوقت بارش بر روی آب پدید آیند. (غیاث اللغات از سروری ). یعنی سوارکان آبی که بتازیش حباب خوانند.(شرفنامه ٔ منیری ) (مؤید). حباب و کفهای روی آب . (شعوری ). مترادفات این کلمه عبارتند از: غوره ٔ آب . غنچه ٔ آب . قبه ٔ آب . آخچه . تنگه ٔ مدور. سواران آب . سوارک آب . آبله ٔ جام . پروین . دُرّ خشک . دُرّ گنبد آب . و بعربی فقاقیع گویند. (مجموعه ٔ مترادفات )
:
ای بتاج و تخت شاهی وارث افراسیاب
گرد فتح و نصرت از نعل سم افراس یاب
از تجمل نعل زرین ساز مر افراس را
کز تجمل نعل زرین ساختن افراسیاب
عکس ماه نو فلک بر آب دریا افکند
تا همه مشعل شوند از بهر تو افراس آب
چشمه ٔ ماء حیات دشمنانت خشک شد
ز آب دریارنگ تیغ تو که خون دارد حباب .
سوزنی .
گر آید برزم تو افراسیاب
شماریش کمتر ز افراس آب .
(از شرفنامه ).
|| اسب آبی . (ناظم الاطباء). در لغت محمودی اسب دریائی را گویند. (شعوری ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
افرازدان
افرازستان
افرازندگی
افرازنده
افرازه
افرازی
افرازیدن
افراس
افراس
افراس
افراس آب
افراستن
افراسرا
افراسن
افراسیاب
افراسیاب
افراسیاب
افراسیاب
افراسیاب
افراسیاب
افراسیاب
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه