ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
ساقی گل و سبزه بس طربناک شدست
دریاب که هفته دگر خاک شدست
می نوش و گلی بچین که تا درنگری
گل خاک شدست و سبزه خاشاک شدست
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
کورت
نشانه های اختصاری
کورت .
(اِ) کوزه ٔ گردن باریک را گویند. (برهان ) (ناظم الاطباء). این صورت در جهانگیری و رشیدی نیامده ، ظاهراً «کوزه » را «کورة» خوانده اند. (حاشیه ٔ برهان چ معین ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
کوربلاغ
کوربلاغ
کوربلاغ
کوربه
کوربه
کوربه ووا
کوربولون
کوربی اسون
کورپلیس
کورپی
کورت
کورت
کورتاژ
کورتاژ کردن
کورتر
کورتره
کورتکس
کورتکین دیلمی
کورتن
کورته
کورتوا
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژه
معنی
کورت
کورت . [ رَ ] (معرب ، اِ) ۞ کورة. بلد. بلده . شهر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): ولایت پارس پنج کورت است هر کورتی به پادشاهی که نهاد آن ...
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه