ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
در کارگه کوزه گری بودم دوش
دیدم دو هزار کوزه ؛ گویای خموش
هر یک به زبان حال با من می گفت :
کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش؟
این واژه توسط اعضای سایت به لغت نامه اضافه شده است.
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
مقطعاتء
نشانه های اختصاری
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا
کلیک کنید.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
مقطرن
مقطع
مقطع
مقطع
مقطع
مقطع
مقطع
مقطع تحصیلی ابتد...
مقطع دبیرستان
مقطعات
مقطعاتء
مقطعاتت
مقطعة
مقطعة
مقطعه
مقطف
مقطف
مقطفة
مقطقط
مقطل
مقطل
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژه
معنی
مقطعات
مقطعات . [ م ُ ق َطْ طَ ] (ع ص ، اِ) پاره های جامه ٔ نیکو وجامه های کوتاه یا چادرهای نگارین . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). جامه های کوتاه...
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه