ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
دوری که در او آمدن و رفتن ماست
او را نه نهایت ؛ نه بدایت پیداست
کس می نزند دمی در این معنی راز
کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
تالاب
نشانه های اختصاری
تالاب .
(اِ)
۞
تال . (برهان ). آبگیر و استخر را در هند تالاب گویند. (فرهنگ نظام ). آبگیر و استخر وبرکه . (ناظم الاطباء). استخر. (برهان ). غدیر. کول .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
تال
تال
تال
تال و مال
تال و مال شدن
تال بت
تال بت
تال پا
تال زن
تال مال
تالاب
تالاب رود
تالاپ تالاپ
تالاپی
تالاج
تالار
تالار
تالار
تالار
تالار ارسی
تالارپشت
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژه
معنی
تالاب رود
تالاب رود. (اِخ ) رودی است که بدریاچه ٔ هامون ریزد و تا محل تلاقی با رود میرجاوه ، خط سرحدی ایران در بلوچستان تعیین شده است .
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه