صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
افسوس که بی فایده فرسوده شدیم
وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم
دردا و ندامتا که تاچشم زدیم
نابوده به کام خویش نابوده شدیم
استحواض نشانه های اختصاری
استحواض . [ اِ ت ِح ْ ] (ع مص ) استحواض ماء؛ گرد آمدن آب . (تاج المصادر بیهقی ). گرد آمدن آب و حوض ساختن برای خود. (از منتهی الارب ). جمع شدن آب در حوض .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژهمعنی
استحواذاستحواذ. [ اِ ت ِح ْ ] (ع مص ) دست یافتن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). چیره شدن بر چیزی . (منتهی الارب ). استیلاء. مستولی گردیدن . (منتهی ا...
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه