لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


مشفقی
مشفقی . [م ُ ف ِ ] (اِخ ) بغدادی است و در خدمت مولانا لسانی بلکه مولانا را، بجای فرزند بود. بخدمت ارباب شعر رسیده و در قوافی وقوفی دارد. جواب مطلع کمال خجندی که :
سرو دیوانه شده از هوس بالایش
میرود آب که زنجیر نهد برپایش .
گفته ، این غزل از اوست :
گر کند در نظرم جلوه قد رعنایش
سر نهد مردمک دیده من برپایش
سرو پیش قد او لاف زد از رعنایی
باد آمد بچمن تا بکند از جایش
سنبل آشفته شده در چمن از طره ٔ او
آتش افتاده به گل از رخ بزم آرایش .

(تحفه ٔ سامی ص 138).


کلمات قبلی
مشفقی مشفق کرمانشاهی مشفق شیرازی مشفق استرابادی مشفقانه مشفق مشفق مشفشف مشفر مشفر
مشفح مشفتر مشفار مشغة مشغولیت مشغولیات مشغولی مشغول دل مشغول الذمه مشغول
کلمات بعدی
مشفقی مشفقی بلخی مشفلة مشفوع مشفوعة مشفوف مشفوه مشفوهة مشق مشق
مشق مشق مشق مشق مشق مشق مشقاء مشقاء مشقات مشقاء

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها