ارسال به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
پ
1
2
3
4
5
6
7
8
9
0
ض
ص
ث
ق
ف
غ
ع
ه
خ
ح
ج
چ
ش
س
ی
ب
ل
ا
ت
ن
م
ک
گ
ئ
ظ
ط
ز
ر
ذ
د
ء
و
.
,
ؤ
آ
ژ
Space
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
دادورز
دادورز.
[ دادْ وَ ] (نف مرکب ) که عدل ورزد. که داد کند. دادگر. دادور
:
دو پرورده ٔ شاه بدخواه سوز
یکی دادورز و یکی دین فروز.
اسدی .
دستور دادگستر سلطان دادورز
مسعودسعد ملکت سلطان کامکار.
سوزنی .
کلمات قبلی
دادوری
دادور
داد و دهش
داد و بیداد کردن
داد و بیداد
داد و بخشش
دادو
دادنی
دادند
دادنجان
دادنجان
دادنج
دادنامه
دادن
دادمهر
دادمهر
دادمهر
دادمرز
دادمان
دادلو
کلمات بعدی
دادورزی
داد ورزیدن
داد و ستاد
داد و ستان
داد و ستد
داد و ستد کردن
داد و ستدی
داد و فریاد
داد و فریاد کردن
داد و قال
دادوکلا
دادوند
داد و هی ی
دادویه
دادویه
دادویه
دادویه
داده
داده آمدن
دادهرمز
شادروان علی اکبر دهخدا
نشانه های اختصاری
نشانه های اختصاری
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها