لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


دادورز
دادورز. [ دادْ وَ ] (نف مرکب ) که عدل ورزد. که داد کند. دادگر. دادور :
دو پرورده ٔ شاه بدخواه سوز
یکی دادورز و یکی دین فروز.

اسدی .


دستور دادگستر سلطان دادورز
مسعودسعد ملکت سلطان کامکار.

سوزنی .


کلمات قبلی
دادوری دادور داد و دهش داد و بیداد کردن داد و بیداد داد و بخشش دادو دادنی دادند دادنجان
دادنجان دادنج دادنامه دادن دادمهر دادمهر دادمهر دادمرز دادمان دادلو
کلمات بعدی
دادورزی داد ورزیدن داد و ستاد داد و ستان داد و ستد داد و ستد کردن داد و ستدی داد و فریاد داد و فریاد کردن داد و قال
دادوکلا دادوند داد و هی ی دادویه دادویه دادویه دادویه داده داده آمدن دادهرمز

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها