ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
ما لعبتکانیم و فلک لعبت باز
از روی حقیقتی نه از روی مجاز
یک چند در این بساط بازی کردیم
رفتیم به صندوق عدم یک یک باز
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
پژم
نشانه های اختصاری
پژم .
(اِخ ) ناحیتی است بزرگ از دیلمان به دیلم خاصه . (حدود العالم ).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
پژرده
پژرندگی
پژرنده
پژغند
پژکول
پژگاله
پژگان
پژم
پژم
پژم
پژم
پژمان
پژمانی
پژمایه
پژمایون
پژمران
پژمراندن
پژمراننده
پژمرانیدن
پژمردگی
پژمردن
واژه های همانند
3 مورد، زمان جستجو: 0.06 ثانیه
واژه
معنی
پژم
پژم . [ پ َ ] (اِ) بمعنی کوه باشد که بعربی جبل خوانند. (برهان قاطع). || پژ. (فرهنگ جهانگیری ). رجوع به پژ شود.
پژم
پژم . [ پ ُ ژُ ] (ص ) مردم فرومایه که بتازی رذل گویند. (فرهنگ رشیدی ). این کلمه در جای دیگر دیده نشد.
پژم
پژم . [ پ َ ] (اِ) صاحب فرهنگ شعوری از المشکلات نقل میکند: هو مایسقط من الثلج فی اللیل . ظاهراً مصحف نزم است . ژاله . شب نم . صقیع. و رجوع به...
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه