ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
دوری که در او آمدن و رفتن ماست
او را نه نهایت ؛ نه بدایت پیداست
کس می نزند دمی در این معنی راز
کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
خوریان
نشانه های اختصاری
خوریان .
(اِخ ) قریه ای است در یک فرسنگ و نیمی جنوبی سمنان که در حدود ده دوازده خانوار سکنه دارد. چاه نفط در پنج هزارگزی جنوبی این قریه است . (یادداشت مؤلف ). نام مزرعه ای است از دهستان علای بخش مرکزی شهرستان سمنان ، واقع در
11
هزارگزی جنوب خاوری سمنان . به آنجا معدن نفت است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج
3
).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
خوری
خوری
خوری
خوری
خوری
خوری
خوری آباد
خوری آباد
خوریاد
خوریادی
خوریان
خوریان
خوریان موریان
خوریانی
خوریک
خورین
خورین گیلان
خوریه
خوز
خوز
خوز
واژه های همانند
2 مورد، زمان جستجو: 0.73 ثانیه
واژه
معنی
خوریان
خوریان . (اِخ ) دهی است از دهستان بخش مرکزی شهرستان شاهرود، واقع در جنوب باختری شاهرود و جنوب شوسه ٔ شاهرود به دامغان . این ده با آب و هو...
خوریان موریان
خوریان موریان . (اِخ ) مجموعه ٔ پنج جزیره ٔ کوچک سنگی نزدیک ساحل جنوبی شرقی عربستان در خلیجی بهمین نام . بزرگترین آنها حلایفه است که 57هز...
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه