ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
از آمدنم نبود گردون را سود
وز رفتن من ؛ جاه و جلالش نفزود
از هیچ کسی نیز به گوشم نشنود
کاین آمدن و رفتنم از بهر چه بود ؟
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
عکس افکن
نشانه های اختصاری
عکس افکن .
[ ع َ اَ ک َ ] (نف مرکب ) عکس افکننده . پرتوافکن
:
بغیر طایف و کدرا ادیم گشتی پوست
چو آن سهیل شدی عکس افکن اقلیم .
سوزنی .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
عکس
عکس انداختن
عکس برداشتن
عکس برگردان
عکس پذیرفتن
عکس زدن
عکس کردن
عکس کشیدن
عکس گرفتن
عکس آباد
عکس افکن
عکس افکندن
عکس العمل
عکس بردار
عکس برداری
عکس پذیر
عکس روان
عکس نما
عکسه
عکسه
عکش
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه