صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
این قافله عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری؟
پیش آر پیاله را که شب می گذرد
ثوابة نشانه های اختصاری
ثوابة. [ ث َ ب َ ] (ع اِ) یک ثواب . || یکی منج انگبین . یک نحل .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
8 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژهمعنی
ثوابةثوابة. [ ث َ ب َ ] (اِخ ) ابن یونس . پدرآل ثوابة. (ابن الندیم ص 7). رجوع به بنوثوابه شود.
ثوابةثوابة.[ ث َ ب َ ] (اِخ ) ابوالحسین از آل ثوابةبن یونس . او در قرن چهارم میزیست و با ابن الندیم مؤلف کتاب الفهرست معاصر بود. او راست : کتاب ...
ثوابةثوابة. [ ث َ ب َ ] (اِخ ) درب ثوابة در بغداد است . (مراصد الاطلاع ).
صوابةصوابة. [ ص ُوْ وا ب َ ] (ع اِ) صوابةالقوم ؛ برگزیدگان قوم و خلاصه ٔ ایشان . (منتهی الارب ). لبابهم و خیارهم . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ||...
سوابح سوابح . [ س َ ب ِ ] (ع ص ، اِ) ج ِ سابح . رجوع به سابح شود.
صؤابه صؤابه . [ ص ُ آ ب َ ] (ع اِ) بیضه ٔ شپش و کک . ج ، صئاب . صِئبان . (منتهی الارب ).
ابن ثوابه ابن ثوابه . [ اِ ن ُ ث َ ب َ ] (اِخ ) رجوع به ابوالعباس بن ثوابه ٔ کاتب ، و رجوع به ابوالحسین بن ثوابه شود.
ابوالحسین ثوابه ابوالحسین ثوابه . [ اَ بُل ْ ح ُ س َ ن ِ ث َ ب َ ] (اِخ ) ابن الندیم گوید این آخرین کس است از بنوثوابه و من او را دیدم و او یکی از افاضل و ...
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه