لغت نامه دهخدا
ارسال به دوستان نسخه چاپی
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .


دادویه
دادویه . [ وَی ْه ْ /دو ی َ ] (اِخ ) دادیانه . نام پادشاه موصل بعهد جرجیس پیغمبر و قاتل وی ، آنکه مردم را به پرستش بت خویش افلون نام وامیداشت ، و چون جرجیس با وی بمخالفت برخاست میان او و جرجیس قال و قیل بسرحد تطویل کشید و چندنوبت جرجیس را بدستور وی تعذیب کردند چنانکه یکبار بشانه های آهنین گوشت از بدن وی فروتراشیدند و بار دیگر میخهای آهنین به آتش گداخته بر سر وی فروکوفتند وبار سوم او را در حوضی آکنده به مس گداخته افکندند و بار چهارم او را برو در زندان افکندند و ستونی بر پشت وی نصب کردند، خلاصه آنکه وی به امر حق تعالی هفت سال در چنگ مشرکان گرفتار بود و چهار نوبت بقتل رسید و بقدرت الهی از نو زنده گشت و اینهمه بیداد بفرمان دادویه بود و سرانجام دادویه به اتفاق گروهی از مردم که جهت نظاره آمده بودند با جرجیس به بتخانه ٔ خویش رفت و چون بروایت طبری هفتاد و یک عدد از بتان دادویه به اشارت جرجیس به تحت الثری فروشدند، بدعاء جرجیس ابری آتش بار بر سر وی و کفار برآمد و همگان را بسوخت . (از کتاب حبیب السیر ج 1 صص 154 - 156 چ خیام ).
کلمات قبلی
دادویه داد و هی ی دادوند دادوکلا داد و قال داد و فریاد کردن داد و فریاد داد و ستدی داد و ستد کردن داد و ستد
داد و ستان داد و ستاد داد ورزیدن دادورزی دادورز دادوری دادور داد و دهش داد و بیداد کردن داد و بیداد
کلمات بعدی
دادویه دادویه داده داده آمدن دادهرمز داده شدن دادهن دادی دادی دادیاب
دادیار دادیاری داد یافتن دادیان دادیان دادیانه دادی رومی دادی کس دادین دادین بالا

 

شادروان علی اکبر دهخدا
شادروان علی اکبر دهخدا

 

 نشانه های اختصاری 
 
 نشانه های اختصاری
 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها