صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
بنگر زجهان چه طرف بربستم : هیچ
وز حاصل عمر چیست در دستم : هیچ
شمع طربم ؛ ولی چو بنشستم ؛ هیچ
من جام جمم؛ ولی چو بشکستم ؛ هیچ
بستن پنجره
این واژه توسط اعضای سایت به لغت نامه اضافه شده است.
سبور نشانه های اختصاری
واژه ای عبری است(סבור) به معنی تصور کننده، معتقد. سبورا(סבורא) به معنی فکر کننده و استدلال کننده و جمع آن سبورایم(סבוראימ) لقب مروجین تلمود است. (فرهنگ عبری- فارسی حییم)
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
11 مورد، زمان جستجو: 0.06 ثانیه
واژهمعنی
ثبورثبور. [ ث ُ ] (ع اِمص ) هلاکی . عذاب . || زیان . خسران . || بازداشتن . || زیان کشیدن . || هلاک گردیدن . || هلاک گردانیدن . هلاک کردن ک...
صبورصبور. [ ص َ ] (ع ص ) صابر و شکیبا و کسی که جلدی نکند درانتقام . (غیاث اللغات ). شکیبا و حلیمی که عاصیان رابه عذاب مؤاخذه نکند بلکه ببخشد ...
صبورصبور. [ ص َ ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای . || نام اسب نافعبن جبلة. (منتهی الارب ).
صبورصبور. [ ص َ ] (اِخ ) دهی از دهستان طیبی سرحدی بخش کهگیلویه شهرستان بهبهان . 7هزارگزی جنوب قلعه ٔرئیسی مرکز دهستان . 125هزارگزی خاور راه ات...
صبورصبور. [ ص َ ] (اِخ ) دهی از دهستان کرگاه بخش ویسیان شهرستان خرم آباد. 7هزارگزی جنوب ماسور. 7هزارگزی جنوبی اتومبیل رو خرم آباد به اندیمشک ، ...
صبورصبور. [ ص َ] (اِخ ) شاعری است . و صاحب مجمعالفصحا گوید نام نامی وی میرزا احمد و برادرزاده ٔ جناب ملک الشعرا فتحعلی خان کاشانی علیه الرحمة است ...
صبورصبور. [ ص َ ] (اِخ ) نام وی حسین افندی از متأخران شعرا و خطاطان و از مردم تبریز است . وی به استانبول رفت و به استنساخ دواوین شعرا پرداخ...
ام صبورام صبور. [ اُم ْ م ِ ص َب ْ بو ] (ع اِ مرکب ) زمین سنگناک سوخته . || بلا. || جنگ سخت . || کار سخت . گویند: وقع فلان فی ام صبور؛ یعنی در ک...
سنگ صبورسنگ صبور. [ س َ گ ِ ص َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) سنگ افسانه ای که غم های خویش بر آن شمردندی و سنگ چون بلاگردانی بترکیدی . (یادداشت بخط ...
صبور پارسی صبور پارسی . [ ص َ رِ ] (اِخ ) شاعری است . منوچهری از او بدین بیت یاد کند:در خراسان بوشعیب و بوذر آن ترک کشی وآن صبور پارسی و آن رودکی چنگ ...
1 2
نظرهای کاربران
دروغ سبز! ۲۴ بهمن ۱۳۸۸
به عبارت "این واژه توسط اعضای سایت به لغت نامه اضافه شده است." با رنگ قرمز، در قسمت بالای صفحه توجه کنید!
سپهر محمدی : منبع این کلمه فرهنگ عبری-فارسی حییم است! ۲۸ بهمن ۱۳۸۸
منبع این کلمه در خود متن ذکر شده است.
منبع آن فرهنگ عبری-فارسی حییم، چاپ انجمن یهودیان تهران است!
حقیقت ۱ اسفند ۱۳۸۸
البته پیشینه هر کس معیار نیست ولی باید واقعیت را پذیرفت و حقیقت را کتمان نکرد. عکس صفحه اخر شناسنامه این موضوع را تایید می کند.
سبور معادل Sabora یا Savora در انگلیسی ۳۱ فروردین ۱۳۸۹
"سبور" کلمه ای عبری معادل " Sabora یا Savora " در انگلیسی می باشد.
می توانید تصویر منبع آن را در فرهنگ عبری فارسی در وبلاگ http://freemasonsecret.wordpress.com ببینید و همینطور می توانید منابع انگلیسی کلمه "سبور" یا "Sabora یا Savora " را در سایت های زیر مشاهده فرمایید.
http://www.jewishencyclopedia.com/view.jsp?artid=23&letter=S

http://en.wikipedia.org/wiki/Savora

http://www.britannica.com/EBchecked/topic/525833/savora


شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه