ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
از من رمقی به سعی ساقی ماندست
وز صحبت خلق بیوفائی ماندست
از باده دوشین قدحی بیش نماند
از عمر ندانم که چه باقی ماندست
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
سبوح گفتن
نشانه های اختصاری
سبوح گفتن .
[ س ُ
/
س َب ْ بو گ ُت َ ] (مص مرکب ) سجده گفتن . شهادت دادن
:
سبحه داران از پس سبوح گفتن در صبوح
بر سر زنار ساغر طیلسان افشانده اند.
خاقانی .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
سبو کوچک
سبوب
سبوبة
سبوبزرگ
سبوت
سبوچه
سبوح
سبوح
سبوح
سبوح
سبوح گفتن
سبوح خوان
سبوح زن
سبوحة
سبوحة
سبور
سبورة
سبورجی
سبورجیان
سبورچی
سبورچیان
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه