صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
این قافله عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری؟
پیش آر پیاله را که شب می گذرد
ناصرالدین نشانه های اختصاری
ناصرالدین . [ ص ِ رُدْدی ] (اِخ ) (امیر...) یحیی بن جلال الدین تونی . از امیران درگاه سلطان محمد خدابنده بود و به سال 710 هَ .ق . به جرم توطئه ای که با خواجه رشیدالدین وزیر و چند تن دیگر به زیان سلطان چیده بودند به فرمان سلطان در محول بغداد کشته شد. رجوع به تاریخ گزیده ص 597 و نیز تاریخ غازان خان ص 130 و حبیب السیر ج 2 ص 66 شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
79 مورد، زمان جستجو: 0.08 ثانیه
واژهمعنی
ناصرالدین ناصرالدین . [ ص ِ رُدْ دی ] (اِخ ) از دهات دهستان ژان بخش دورود شهرستان بروجرد است در 3هزارگزی شمال شرقی دورود و یک هزار گزی شمال شرقی دو...
ناصرالدین ناصرالدین . [ ص ِ رُدْ دی ] (اِخ ) سومین از امرای سلسله ٔ صغریه ٔ ذوالقدر است که در کرماخ به نزدیکی ارزنجان ساکن بودند. ادوارد براون بنقل ا...
ناصرالدین ناصرالدین . [ ص ِ رُدْ دی ] (اِخ ) لقب ملکشاه بن تکش خوارزمشاه است . رجوع به ملکشاه بن تکش در این لغت نامه و نیز رجوع به حبیب السیر ج 1 ص...
ناصرالدین ناصرالدین . [ ص ِ رُدْ دی ] (اِخ )لقب همایون پادشاه هند است . رجوع به همایون در این لغت نامه و نیز رجوع به طبقات سلاطین اسلام ص 297 شود.
ناصرالدین ناصرالدین . [ ص ِ رُدْ دی ] (اِخ ) ابراهیم از حکام بنی بلبان در بنگاله و لکنهو (از723 تا 726 هَ . ق .) است . (از معجم الانساب ص 427).
ناصرالدین ناصرالدین . [ ص ِ رُدْ دی ] (اِخ ) ابراهیم بن شیر کوه ، ملقب به الملک المنصور، از ایوبیان حمص است . به سال 637 هَ . ق . به امارت رسید و به ...
ناصرالدین ناصرالدین . [ ص ِ رُدْ دی ] (اِخ ) ابن ابراهیم ، معروف به سقمان ثانی ، چهارمین ملوک ارمنیه است . وی از سال 522 تا 579 هَ . ق . بر ارمنستان ...
ناصرالدین ناصرالدین . [ ص ِ رُدْ دی ] (اِخ ) ابن خدایار، نوزدهمین و آخرین از خانان خوقند است و به سال 1292 هَ . ق . به امارات رسید. (از معجم الانساب ...
ناصرالدین ناصرالدین . [ ص ِ رُدْ دی ](اِخ ) (سید...) ابن یوسف سمرقندی حنفی مدنی حسینی ، مکنی به ابوالقاسم . رجوع به ابوالقاسم بن یوسف شود.
ناصرالدین ناصرالدین . [ ص ِ رُدْ دی ] (اِخ ) ابوسعید بیضاوی . رجوع به ناصرالدین عبداﷲ شود.
1 2 3 4 5 6 7 8
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه