ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
صبح است ؛ دمی با می گلرنگ زنیم
وین شیشه نام و ننگ بر سنگ زنیم
دست از عمل دراز خود بازکشیم
بر زلف دراز و دامن چنگ زمین
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
غوزی
نشانه های اختصاری
غوزی .
(ص نسبی ) آنکه غوز بر پشت دارد. قوزپشت . کوژپشت . قوزی . رجوع به قوزی و کوژپشت شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
غوزدار
غوزک
غوزک
غوزم
غوزمی
غوزمی
غوزه
غوزه فروش
غوزو
غوزولو
غوزی
غوژ
غوژب
غوژک
غوژه
غوژون
غوسلار
غوسمان
غوسنان
غوسنانی
غوسنانی
واژه های همانند
3 مورد، زمان جستجو: 0.05 ثانیه
واژه
معنی
قوزی
قوزی . (ص نسبی ) منسوب به قوز. آنکه قوز دارد. کوژپشت . رجوع به قوز و غوز شود.
کلی قوزی
کلی قوزی . [ ک َل ْ لی ] (اِخ ) دهی از دهستان چهاردانگه است که در بخش هوراند شهرستان اهر واقع است و 382 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ...
قره قوزی
قره قوزی . [ ق َ رَ ] (اِخ ) دهی از دهستان گوکلان بخش مرکزی شهرستان گنبدقابوس واقع در 16000 گزی شمال کلاله . موقع جغرافیایی آن دشت و هوای ...
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه