صفحه نخست فرستادن به دوستان نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
 لغت نامه دهخدا 

لغت نامه دهخدا

جستجو:
صفحه کلید فارسی
 
  • در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
  • در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید افزودن واژه جدید به همراه معنی آن

 دمی با خیام 
 
بنگر زجهان چه طرف بربستم : هیچ
وز حاصل عمر چیست در دستم : هیچ
شمع طربم ؛ ولی چو بنشستم ؛ هیچ
من جام جمم؛ ولی چو بشکستم ؛ هیچ
ذراریح نشانه های اختصاری
ذراریح . [ ذَ ] (اِخ ) موضعی است میان کاظمة و بحرین .
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی واژه های بعدی
واژه های همانند
4 مورد، زمان جستجو: 0.08 ثانیه
واژهمعنی
ذراریح ذراریح . [ذَ ] (ع اِ) ج ِ ذُروح و ذرّاح . رجوع به ذروح شود.
ذراریح ذراریح . [ ذَ ] (ع اِ) ج ِ ذروح . مشمع ذراریح ؛مشمعی که بر آن کوفته ٔ ذروح طلی کنند. ۞ و آن منفط است یعنی ایجاد تاول کند.
زراریةزراریة. [ زُ ری ی َ ] (اِخ ) گروهی ازغُلات شیعه اند، از یاران زرارةبن اعین . رجوع به ابوعلی ، خاندان نوبختی اقبال ص 256 و بیان الادیان شو...
ضراریةضراریة. [ ض ِ ری ی َ ] (اِخ ) یکی از شش فرقه ٔ مجبره منسوب به ضراربن عمرو حِفص الفرد و اتفاقهما فی التعطیل انهما قالا الباری تعالی عالم ٌ ق...
نظرهای کاربران

هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.

شما می توانید از طریق صفحه گفتگو درباره واژه نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.

 

صفحه نخست | درباره لغتنامه دهخدا | نشانه های اختصاری | پیشنهادها و انتقادها | آداب استفاده و عضویت در لغت نامه | آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه