ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
دمی با خیام
چون آمدنم به من نبد روز نخست
وین رفتن بی مراد عزمیست درست؟
برخیز و میان ببند ای ساقی ؛ چوست
کاندوه جهان به می فرو خواهم شست
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
زره گر
نشانه های اختصاری
زره گر.
[ زَ
/
زِ رِه ْ گ َ ] (ص مرکب ) زره ساز و کسی که زره می سازد. (ناظم الاطباء). معروف . (آنندراج ). زراد. دراع . سراد. زره باف . آن که زره سازد. نساج . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا)
:
باد زره گر شده ست آب مسلسل زره
ابر شده خیمه دوز باغ مسلسل خیم .
منوچهری (یادداشت ایضاً).
از زره گر، زره طلب نه جوال .
سنائی (ایضاً).
ای زلف یار من زرهی یا زره گری
یا پیش تیر غمزه ٔ دلبر زره دری .
ادیب صابر (ایضاً).
در ملک دشمن از تف قهر تو آب تیغ
ز انگشتهای دست زره گر فروچکد.
طالب آملی (آنندراج ).
رجوع به زره و دیگر ترکیبهای آن شود.
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
زره دامن
زره در
زره دشت
زره دوز
زره ساز
زره سان
زره سم
زره شوران
زره کان
زره گذار
زره گر
زره گران
زره گری
زره گشادن
زره مرگ
زره موی
زره ور
زرهانتن
زرهون
زرو
زروار
واژه های همانند
هیچ واژه ای همانند واژه مورد نظر شما پیدا نشد.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه