ورود به سایت
در حال بارگیری...
صفحه نخست
فرستادن به دوستان
نسخه چاپی
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
جستجو
:
جستجوی واژه
جستجوی معنی
جستجوی واژه+معنی
در صورتیکه می خواهید عین عبارت جستجو شود، آنرا درون " " قرار دهید مثل "علی اکبر دهخدا" .
در صورتیکه عبارت مورد نظر شما پیدا نشود، می توانید خودتان آنرا به لغتنامه اضافه کنید یا درخواست افزودن معنی برای آن را بدهید.
درخواست معنی برای واژه جدید
افزودن واژه جدید به همراه معنی آن
واژه فعلی
گفتگو درباره واژه
ویرایش واژه
سابقه تغییرات
هیو
نشانه های اختصاری
هیو.
[ ] (اِخ ) قصبه ای جزء دهستان فشند بخش کرج شهرستان تهران . دارای
2429
تن سکنه است . آب آن از چشمه سار. محصول آن غلات ، بنشن ، صیفی ، باغات انگور، میوه جات ، عسل ، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است و برخی در معدن ذغال سنگ کار می کنند. دبستان دارد. مزرعه ٔ سرای حشمت آباد واقع در کنار راه شوسه جزء این ده است . راه مالرو دارد و از قهوه خانه ٔ شاه دوست که سر راه شوسه واقعاست ماشین میرود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج
1
).
واژه های قبلی و بعدی
واژه های قبلی
واژه های بعدی
هینون
هینون
هیه
هیه هیه
هیهاء
هیهات
هیهان
هیهاه
هیهای
هیهنا
هیو
هیو
هیوا
هیوا
هیوا
هیوا
هیوا
هیوان
هیوب
هیوبة
هیودی
واژه های همانند
1 مورد، زمان جستجو: 0.11 ثانیه
واژه
معنی
هیو
این واژه به تازگی اضافه شده است و هنوز هیچ کسی برای آن معنی ننوشته است. برای اینکه برای این واژه معنی بنویسید
اینجا
کلیک کنید.
در حال بارگیری ...
نظرهای کاربران
هنوز هیچ نظری ارسال نشده است.
شما می توانید از طریق صفحه
گفتگو درباره واژه
نظرات خود را راجع به این واژه ارسال کنید.
صفحه نخست
|
درباره لغتنامه دهخدا
|
نشانه های اختصاری
|
پیشنهادها و انتقادها
|
آداب استفاده و عضویت در لغت نامه
|
آخرین واژه های اضافه شده به لغت نامه